تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی اندیشه مطهر اشکنان - شهید مطهری احترام به مخاطب را به معلمان و روحانیت آموخت
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387
شهید مطهری احترام به مخاطب را به معلمان و روحانیت آموخت
پیامبران قبل از هر چیز مومن بودند. 3. پیامبران دردمند بودند. آنها درد دین، مردم و انسانیت داشتند. این همه ویژگی در کنار هم می تواند معجزه کند. یک انسان دیندار، دانا و دردمند می تواند حرکت آفرین، جریان ساز و تأثیرگذار باشد. شهید مطهری این سه ویژگی را داشت. ایشان در نوشته های خود خلوص دینی داشت. در اخلاق و رفتار ایشان می توانست دینداری را حس کرد. تنها به حرف اکتفا نمی کرد. بی دغدغه و بی درد نبود. در مسیر خود قرص و محکم بود. از دیگر ویژگی های استاد نقاد بودن ایشان بود. گویا نقادی جزو مولفه های اصلی ایشان محسوب می شد. نقادی با سه ویژگی ذکر شده در ارتباط است، انسانی که دیندار، دردمند، دانا و مومن است، نقاد می شود. به تبع نقادی استاد یک روشنفکر دینی بود زیرا ویژگی مهم یک روشنفکر دینی، نقادی است. هیچ تفکر و اندیشه ای نبود که استاد به آن نپرداخته باشد و آنرا مورد نقد قرار نداده باشد. استاد نه تنها متفکران غربی و ایرانی بلکه عزیزترین کس خود در اندیشه اسلامی یعنی ملاصدرا و حتی آیت الله طباطبایی را مورد نقد قرار دادند. این چند ویژگی در کنار هم شهید مطهری را تبدیل به یک معلم جاوید و اثرگذار کرد.

شهید مطهری چه الگویی برای معلمان و روحانیون ارایه دادند؟

شهید مطهری به معلمان و روحانیون درس ارزش قایل شدن به مخاطبان را داد. ارزشمند داشتن مخاطب به حرف نیست که بگویی تو برای من گرامی هستی. ارزش قایل شدن برای مخاطب یعنی اینکه به او دروغ نگویی، با تحکم با او حرف نزنی و سرنوشت او برایت مهم باشد. طوری که مخاطب احساس کند مورد احترام و اکرام حقیقی است. معلم و روحانی نباید با مخاطب خود برخورد تحکمی داشته باشند. برخورد تحکمی با مخاطب یعنی توهین به اندیشه او. شهید مطهری اجازه سئوال به مخاطبان خود می دادند. مخاطبان ایشان اجازه داشتند در مقابلش بايستاند و حرف بزنند. مسئله دیگر این است که روحانی و معلم باید به حرفی که می زنند ایمان داشته باشند و به آن عمل کنند در غیر این صورت سخنان آنها تأثیرگذار نخواهد بود. اگر مخاطب احساس کند که سخنران اندیشه های محکم دارد و اهل عمل است و به خاطر دوست داشتن او را مورد خطاب قرار داده، نگاهش تغییر می کند و پذیرای سخن خواهد بود. شهید مطهری نشان داد که هنر روحانی در این است که مختص یک طیف و قشر خاصی نباشد. پیامبر اکرم (ص) قبل از اینکه پیامبر مسلمانان باشد، پیامبر کفار بودند. پیامبر اکرم (ص) متعلق به هم بشریت است نه فقط جامعه اسلامی. پیامبر اکرم (ص) همان مقدار که برای ابوذر دلسوزی می کردند همان قدر دلسوزی برای ابوجهل و ابوسفیان داشتند و تلاش بیشتری برای هدایت و جذب آنها کردند.

عالم دینی باید با پیروی از پیامبر اکرم (ص) قبل از اینکه عالم و دانا و دوست همفكرهاي خود باشد کسانی را مورد خطاب و ملاطفت قرار دهد که هم رنگ، هم شکل و هم عقیده او نیستند. روحانی حکم یک پدر را دارد. برای پدر همه فرزندانش یکسان هستند. اگر یکی از فرزندانش به مسیر کج برود، بیشتر به او توجه می کند و او از لحاظ عاطفی و مادی بیشتر تأمین می کند تا تغییر مسیر دهد.

شهید مطهری چه نقشی در هدایت جریان فکری انقلاب داشت؟

احزاب و اشخاص مختلف هر یک در حد توان خود در پیروزی انقلاب نقش داشتند، رهبری مردم بر عهده امام و روحانیت بود. شهید مطهری به خاطر جایگاهی که در میان اقشار مختلف جامعه اعم از روشنفکر، روحانیت، دانشجویان و جوانان و توده مردم داشت، در هدایت جریان انقلاب نقش بسزایی ایفا کرد. این استاد بزرگوار از لحاظ فرهنگی در ساخت، ترویج و تبلیغ اندیشه اسلام و انقلاب و هدایت جامعه از هیچ تلاشی دریغ نکرد به طوری که نمی توان نقش او را در هدایت جریان انقلاب نادیده گرفت حتی اکثر کسانی که بعد از انقلاب جریان ساز بودند از شاگردان و متأثرین او بودند.

- سخن آخر

آنقدر که مبلغان نادان به دین ضربه زدند، دشمنان دانا به دین ضربه وارد نکردند. دین همیشه از نبود تبلیغ بیشتر رنج برده تا تبلیغ سو. در تبلیغ سوء طرف و هدفش مشخص است و همین عامل باعث انسجام بیشتر مسلمانان برای حفظ اسلام می شود. سو تبلیغ که از جانب عالمان دینی و متدین های نادان صورت می گیرد بسیار دردناک تر و کشنده تر از تبلیغ سو است. به همین دلیل امروز ما به لحاظ شرایط سیاسی، اقتصادی و دینی که در آن قرار داریم و چندان هم خوشایند نیست، نیاز به عالمانی داریم که همچون مطهری دیندار، دردمند، دانا و نقاد باشند. اگر عالم دیندار و دانا باشد اما دردمند نباشد ، بود و نبودش برای جامعه فرقی نمی کند. او باید در جامعه بشریت و مردم را داشته باشد. ما به خاطر وضعیت بحرانی که در مورد دین و دینداری داریم احتیاج به عالمانی داریم که دینداری، دردمندی و دانایی و نقادی را توأما با هم داشته باشند. این عالمان با این ویژگی ها می توانند نجات بخش جامعه باشند. پایان پیام/

نوشته شده توسط اشکناناندیشه مطهر در 22:19 | | لینک به این مطلب
-------------------

---------- ------------