عین مطلب دوستانمان را قرار می دهیم:
هدیه دولت اصولگرای نهم به مردم فهیم و ولایتمدار
تصویب دانشگاه پیام نور اشکنان
با لطف الهی وعنایت خاص آقا امام زمان(عج)ودر دولت اصولگرای
جناب اقای دکتر محمود احمدی نژاد دانشگاه پیام نور اشکنان در دو رشته حقوق و امور تربیتی به تصویب رسید که بر خود لازم دیدیم ابتدا از عنایتهای بی دریغ ومخلصانه دولت اسلامی به ویژه مرد خستگی ناپذیر عرصه کار وجهاد جناب آقای دکتر احمدی نژاد تشکر نماییم ودر ادامه از همراهی وپیگیری های ایثارگرانه نماینده محترم مردم لامرد ومهر در مجلس شورای اسلامی دکتر محمد علی حیاتی ُفرماندار بسیجی شهرستان لامرد جناب آقای جعفری وپیگیری های مجدانه استاد کلام وسخن حاج آقا صفری وحاج آقا حسینی یزدی ائمه جمعه اشکنان وتلاشهای بخشدار ارزشی وپرتلاش جناب آقای زایری نژاد تقدیر وتشکر نماییم وبگوییم .
ما این هدیه پر ارزش را که در دولت اصولگرا به مردم فهیم اشکنان هدیه شده است تقدیم می داریم به: روان پاک شهیدانمان شهیدانی که واژه عزت وشرف را به ما آموختند وقبورشان برای همیشه در دلهای ما جاوید است وبه آنانی که ایثارگری وجانبازی جزو خصلتهای پاک وانسان ساز آنان است.درود خدا بر رزمندگان هشت سال دفاع مقدس وزنده وجاوید باد یاد همه آنان.
از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است , و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب میگوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ میگوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا میدانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک میکند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .
صفحات تقويم هاي چاپ شده در این آب خاک به لحاظ نامگذاری ایام به مناسبت های گوناگون , همواره يكي از شلوغ ترین تقويم هاي چاپ شده در دنياست. وبه دشواري مي توان صفحه اي را پيدا كرد كه به يك رويداد، واقعه، يادبود، يادگار و نظاير آن اختصاص داده نشده باشد. که از جمله ارج گذاری تقویمی ,که در12 اردیبهشت ثبت گردیده روز معلم است . اما آنچه در حقايق روزمره جامعه مي گذرد حكايت دیگریست که امروزه روز معلم به عنوان تربيت كننده ی نسل فردا، در حادترين شرايط اجتماعي به سر مي برد خاصه در دو دهه اخير نه تنها وضع عمومي، معيشتي، اجتماعي، رواني، علمي و نگرش هاي عمومي آنان به جامعه بهبود نيافته، بلكه اين فرآيند روندي نزولي را طي كرده است تا بدانجا که بار ها شاهد اعتراض این قشر از جامعه به صورت گرد همایی و تظاهرات خیابانی بوده ایم .
نسل امروز 12 اردیبهشت هر سال را که از قضای روز گار سالروز شهادت روحانی فرهیخته ای چون مرتضی مطهری است , روز معلم میداند اما شاید کمتر کسی از نسل پس از انقلاب بداند که مبنای نامگذاری این روز ( روز معلم ), واقع قتل معلم ابوالحسن خانعلي دبیر دبیرستان جامی تهران در12 اردیبهشت سال 1340 است که در تجمع اعتراض آمیز معلمان به میزان حقوق دریافتی خود درمیدان بهارستان توسط رئیس کلانتری بهارستان به ضرب گلوله گشته شد تا حادثه ای بیاد ماندنی در تاریخ این کهنه دیار ثبت گردد . حال امروز چگونه باید التیامی بر زخم کهنه ی دل پیام آوران آگاهی بود با کدام واژه کدام سرود؟
مي توان در سايه آموختن

گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم
پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم
از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو
چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما
اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است
يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين
آنکه دين آموزد و علم يقين
روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .
شهید مرتضی مطهری استاد مسلم علم واخلاق در دوازدهم اردیبهشتی از میان رخت بر بست که هنوز هزاران امید داشتیم تا در محضر استاد ص
فایی بکنیم.
استاد گرچه جسمت را منافقین کوردل به ظاهر از میان ما بردند اما افکارت تا باد باقی است.
روز
معلم
گرامی
باد
یوسف
مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست
بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست
ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من
تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست
شاعران جمله به توصیف در و دیوارند
غافل از آن که هوادارو عزاداری نیست
هر چه در جمع همه مدعی و منتظرند
لیک تنها به زبان باشد و رفتاری نیست
یا مهدی عجل علی ظهورک
این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.
عروج
خورشید
تسلیت باد
که در چهاردهم آن
نوزده سال پیش
مردی آسمانی عروج کرد
رحلت خورشید انقلاب اسلامی
حضرت امام خمینی(ره)تسلیت باد
چگونه كتب استاد را مطالعه كنيم كه تا انتهاي مسير ثابت قدم و استوار بمانيم ؟
آن چه در پي ميآيد ، نكاتي چند دربارهي مطالعهي آثار شهيد مطهري است . اميد است كه براي خوانندگان گرامي كارگر افتاده و آنها را در پيمودن هر چه صحيحتر اين راه ياري كند . البته از خوانندگان عزيز تقاضا دارم ، همهي اين نكات را به دقت خوانده و به كار بندند ، هم چنين از انتخاب روشهاي سليقهاي هم به شدت پرهيز كنند .
1 . براي پيمودن هر راهي در ابتدا بايد انگيزهي رهرو ، براي پيمودن آن راه به حد بالايي برسد تا اگر موانعي ايجاد شد ، هيچ ترديد و تزلزلي در او پديد نيايد .
بسياري از كساني كه كتب استاد را براي مطالعه انتخاب كرده و خواندن آنها را هم آغاز نمودهاند ، به دليل نداشتن انگيزهي بالا ، در همان ابتدا به قول خودمان بريدهاند . دانستن اهميت مطالعهي كتب شهيد مطهري ، بزرگترين عاملي است كه ميتواند ما را با انگيزهي بالايي به طرف اين كتب ارزشمند سوق دهد . وظيفهي مقالهي قبلي ، همين ايجاد انگيزه بود .
2 . يكي از عوامل ايست مطالعاتي اين است كه خواننده ، روشهاي مطالعه را به صورت مختلط دربارهي هر كتابي استفاده ميكند . هر كتابي را بايد با روشي متناسب با هدف آن خواند . گاهي هدف حفظ كردن ، گاهي هم فهميدن عميق و دقيق ، در بعضي موارد اطلاع سطحي و در مواردي هم گرفتن ديدگاه ، يا تغيير و تكميل يك ديدگاه قبلي است .
براي فهم بهتر هدف اخير ؛ يعني مطالعه با هدف گرفتن ، تغيير يا تكميل ديدگاه ، به اين مثال توجه نماييد . كسي را تصور كنيد كه نسبت به امام ديدگاهي منفي دارد . او به دليل داشتن چنين ديدگاهي ، نسبت به امام و سخنان ايشان حالت بدي دارد ؛ مثلاً اگر تصوير ايشان را در تلويزيون ببيند ، آن را خاموش ميكند و اگر سخنان امام را بشنود ، نه تنها آن را جدي نگرفته ؛ بلكه شايد آن را مسخره هم بكند . اين شخص به راهنمايي يكي از دوستانش كتابي را دربارهي امام مطالعه ميكند . بعد از خواندن كتاب ، مات و مبهوت مانده و از هر آن چه كه دربارهي امام ميانديشيده، اظهار پشيماني ميكند . اگر بعد از چند ساعت از او بپرسيد از آن چه كه دربارهي امام خوانده برايتان بگويد ، او در حالي كه چند صد صفحه كتاب خوانده ، بعد از اندكي سخن گفتن ، ديگر چيزي براي گفتن ندارد ؛ يعني بسياري از مطالب ، در خاطرش باقي نمانده است و اگر چند سال ديگر او را ببينيد و دوباره بخواهيد از آن كتاب ، مطالبي را برايتان بگويد ، شايد هيچ چيزي در ذهنش باقي نمانده باشد ؛ اما شما فكر ميكنيد كه چون چيزي از آن كتاب در ذهنش نيست ، مطالعهي كتاب برايش بيفايده بوده ؟ مسلم اين چنين نيست . او نسبت به امام ، ديدگاهي منفي داشت كه با خواندن آن كتاب ، نظرش عوض شد ؛ حتي اگر يك كلمه هم در ذهنش باقي نباشد ؛ اما اثر آن باقي است .
ادامه مطلب
از گهواره تا گور ، در جستجو و طلب علم باشيد ، يعنی علم فصل و زمان معين ندارد ، در هر زمانی بايد از اين فرصت استفاده كرد
شهید مرتضی مطهری استاد بزرگواری بود که همچون شمع پروانگان بسیاری دور او جمع بودند. او متعلق به قشر و طیف خاصی نبود. مخاطبان شهید مطهری از اقشار مختلف جامعه اعم از روشنفکر، روحانیت، دانشجو و توده مردم بودند.
امروز نیز پس از سال ها کتاب های این استاد ارجمند هنوز مورد استقبال اقشار مختلف جامعه است. با خواندن هر کتاب گویی در کلاس درس استاد می نشینیم و با هر بار خواندن اثری از آثارش گویي مطلبی جدید از آن استخراج می شود. به راستی چه رمز و رازی در استاد نهفته بود که او را به معلم جاوید کشورمان تبدیل کرد و باعث ماندگاری آثارش شد.
شهید مطهری چراغ فروزانی در مسیر تعلیم و تربیت و کسب معرفت برای همه ما به ویژه معلمان و روحانیت که هادیان جامعه هستند، محسوب می شود. به مناسبت سالروز شهادت این جلوه جاوید معلمی و هفته گرامیداشت معلم گفتگوی با علی دژاکام، محقق و پژوهشگر انجام دادیم که به شرح زیر است:
- شهید مطهری چه خصوصیاتی داشت که باعث تبدیل ایشان به معلم همیشه جاوید شد؟
برای تبیین بهتر سه چهار ویژگی مهم و تأثیرگذار شهید مطهری به بیان سه ویژگی انبیاء می پردازیم. انبیا سه ویژگی داشتند: 1. دانایی. نسبت به دین و مکتب و رسالتی که آورده بودند، دانا بودند. مخاطب و مکتب را خوب می شناختند. نسبت به پیام، گیرنده پیام و شرایط ابلاغ پیام آگاهی داشتند. 2. به مکتبی که آورده بودند ایمان و اعتقاد داشتند یعنی دیندار بودند....
ادامه مطلب
نام پدر :محمد حسن محل شهادت: تهران
محل تولد:فريمان مزار شهيد:حرم حضرت معصومه
پيغمبر اكرم حضرت محمدبن عبدالله(ص) كه نبوت به او پايان يافت، در سال 570 بعد از ميلاد متولد شد و در چهل سالگي به نبوت مبعوث شد؛ سيزده سال در مكه مردم را به اسلام دعوت كرد و سختيها و مشكلات فراوان متحمل شد، و در اين مدت گروهي زبده تربيت كرد و پس از آن به مدينه مهاجرت نمود و آن جا را مركز قرار داد.
ده سال در مدينه آزادانه دعوت و تبليغ نمود و با سركشان عرب نبرد كرد و همه را مقهور ساخت. پس از ده سال همه جزيرةالعرب مسلمان شدند. آيات كريمه قرآن تدريجا در مدت بيست و سه سال بر آن حضرت نازل شد، مسلمين شيفتگي عجيبي نسبت به قرآن و هم نسبت به شخصيت رسول اكرم نشان ميدادند.
رسول اكرم در سال يازدهم هجري يعني، يازدهمين سال هجرت از مكه به مدينه، كه بيست و سومين سال پيامبري او و شصت و سومين سال از عمرش بود، در گذشت، در حالي كه جامعهاي نوبنياد و مملو از نشاط روحي و مومن به يك ايدئولوژي سازنده كه احساس مسئوليت جهاني ميكرد، تإسيس كرده و باقي گذاشته بود.
آنچه به اين جامعه نو بنياد روح و وحدت و نشاط داده بود، دو چيز بود: قرآن كريم كه همواره تلاوت ميشدو الهام ميبخشيد و ديگر شخصيت عظيم و نافذ رسول اكرم كه خاطرها را به خود مشغول و شيفته نگه ميداشت. اكنون درباره شخصيت رسول اكرم اندكي بحث ميكنيم:
دوران كودكي هنوز در رحم مادر بود كه پدرش در سفر بازرگاني شام در مدينه در گذشت. جدش عبدالمطلب كفالت او را بر عهده گرفت. از كودكي آثار عظمت و فوق العادگي از چهره و رفتار و گفتارش پيدا بود. عبدالمطلب به فراست دريافته بود نوهاش آيندهاي درخشان دارد. هشت ساله بود كه جدش عبدالمطلب درگذشت و طبق وصيت او، ابوطالب عموي بزرگش عهده دار كفالت او شد. ابوطالب نيز از رفتار عجيب اين كودك كه با ساير كودكان شباهت نداشت، در شگفت ميماند. هرگز ديده نشد مانند كودكان همسالش نسبت به غذا حرص و علاقه نشان بدهد، به غذاي اندك اكتفا ميكرد و از زياده روي امتناع ميورزيد.(1) بر خلاف كودكان همسالش و برخلاف عادت و تربيت آن روز، موهاي خويش را مرتب ميكرد و سر و صورت خود را تميز نگه ميداشت.
ابوطالب روزي از او خواست كه در حضور او جامههايش را بكند و به بستر رود، او اين دستور را با كراهت تلقي كرد و چون نميخواست از دستور عموي خويش تمرد كند، به عمو گفت: روي خويش را برگردان تا بتوانم جامهام را بكنم. ابوطالب از اين سخن كودك در شگفت شد، زيرا در عرب آن روز حتي مردان بزرگ از عريان كردن همه قسمت هاي بدن خود احتراز نداشتند.
ابوطالب ميگويد: من هرگز از او دروغ نشنيدم، كار ناشايسته و خنده بي جا نديدم، به بازيهاي بچهها رغبت نميكرد، تنهايي و خلوت را دوست ميداشت و در همه حال، متواضع بود.
از بيكاري و بطالت متنفر بود، ميگفت: خدايا! از كسالت و بي نشاطي، از سستي و تنبلي و از عجز و زبوني به تو پناه ميبرم. مسلمانان را به كار كردن تشويق ميكرد و ميگفت: عبادت هفتاد جزء دارد و بهترين جزء آن، كسب حلال است.
پيش از بعثت، براي خديجه ـ كه بعد به همسرياش درآمد ـ يك سفر تجارتي به شام انجام داد، در آن سفر بيش از پيش لياقت و استعداد و امانت و درستكارياش روشن شد. او در ميان مردم آن چنان به درستي شهره شده بود كه لقب محمد امين يافته بود و امانتها را به او ميسپردند. پس از بعثت نيز قريش با همه دشمنياي كه با او پيدا كردند باز هم امانت هاي خود را به او ميسپردند. از همين رو پس از هجرت به مدينه، علي(ع) را چند روزي بعد از خود باقي گذاشت كهامانتها را به صاحبان اصلي برساند.
مبارزه با ظلم در دوران جاهليت، با گروهي كه آنها نيز از ظلم و ستم رنج ميبردند، براي دفاع از مظلومان و مقاومت در برابر ستمگران هم پيمان شد، اين پيمان در خانه عبدالله بن جدعان از شخصيت هاي مهم مكه بسته شد و به نام حلف الفضول ناميده شد، او بعدها در دوره رسالت از آن پيمان ياد ميكرد و ميگفت: حاضر نيستم آن پيمان بشكند و اكنون نيز حاضرم در چنين پيماني شركت كنم.
اخلاق خانوادگي
در خانواده مهربان بود، نسبت به همسران خود هيچ گونه خشونتي
ادامه مطلب
شهيد مطهري، نور تابنده اي بود كه انوار يكتا پرستي را بر جان مخاطبان خود تاباند و زنگار انحراف و التقاط را از دل ها زدود. او تجسم معارف اسلامي، علوم و فنون عقلي و نقلي، اصلاحگر بزرگ جامعه اسلامي و مظهر كامل يك انديشمند برجسته كشور ايران و جهان اسلام بود.
به حق او يكي از بزرگترين معماران بناي فكري نظام اسلامي به شمار مي آيد. بي ترديد كتاب ها و گفتارهايي كه اين نظريه پرداز اسلامي به آن ها پرداخته براي جامعه اسلامي، حياتي و چاره ساز است.
در طول تاريخ زندگي بشر، چهره هاي درخشاني ظهور كرده اند كه هم چون مشعل فروزان، فراراه زندگي مردمان را روشن و آنان رابه سوي اهداف متعالي رهنمون ساخته اند. استاد شهيد مرتضي مطهري، فرزند راستين اسلام ناب محمدي صلي الله عليه والله و سلم است كه هم عزت خون شهيدان راه حق را پشتوانه شخصيت كم نظير خود دارد و هم كرامت انديشه و قلم علماي رباني را. بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني رحمه الله، او را حاصل عمر خود مي دانست و رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) نيز فرمود: ‹‹ آثار استاد مطهري مبناي فكري نظام جمهوري اسلامي است و به حق، شاگرد شايسته امام امت و از افراد نادر وكم نظير زمان ما و عصاره اي از انديشه هاي اسلامي مي باشند››.
شرح مختصر زندگاني مولف شهيد
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن, آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن, آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهده گرفته اند. و در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در .مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد .
در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود .... ادامه مطلب را بخوانید:
ادامه مطلب
|
|
